جلال جلالى زاده
177
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
ر رأى : آنچه كه پس از تفكر و تأمل و طلب شناخت شيوهى درست در امارههايى كه در بينشان تعارض است ، به ذهن خطور مىكند . اعتقاد به درست بودن حكمى كه نصى دربارهى آن نيست . استنباط احكام شرعى در پرتو قواعد مقرر . تعقل و تفكر به وسيلهى يكى از اسبابى كه شرع در استنباط ، در جايى كه نص نيست ، به آن راهنمايى كرده است . فرق بين رأى و اجتهاد : اجتهاد ، يعنى طلب صواب و رأى ، يعنى درك صواب . رأيى صحيح : رأى كه مستند به نظر در ادله شرعى مانند كتاب ، سنت ، قياس ، اجماع ، استدلال استحسان و استصلاح است و اين رأى پسنديده است چون از هوى و تقليد ناشى نمىشود ، بلكه نتيجهى تأمل در معانى متون به وسيلهى يارى گرفتن از ادلهاى است كه شخص را به كشف اين معانى كه در لابهلاى متون وجود دارند ، مىرساند . هنگامى كه واژهى رأى به ائمه نسبت داده مىشود از لفظ رأى ، اين معنا موردنظر است . راسخون فى العلم : كسانى هستند كه در علم شريعت ثابت قدمند . رأى عند الصحابه : حكمكردن بنابر قواعد كلى دين . رجحان : فرق بين رجحان و ترجيح آن است كه ترجيح عمل مرجح است كه با نظر كردن به دليل ، يكى از دو طريق را كه به سبب قوى بودن دليل صلاحيت رسيدن به شناخت حكم را داشته باشد ، ترجيح مىدهد . با اين حال رجحان صفتى است كه قائم به دليل يا به آن نسبت داده شده باشد ، يعنى ظنى كه از آن استفاده مىشود ، قوىتر از ديگرى است . مانند ظن مستفاد از خاص به نسبت عام . پس ترجيح به شخص و رجحان به دليل نسبت داده مىشود و ظنى كه از قياس علت استفاده مىشود ، قوىتر از قياس شبه است . رخصت : سهولت و آسانى . حكمى كه به سبب عذر ، يعنى مشقت و سختى بر خلاف دليل ثابت شود . حكمى كه بر خلاف دليل شرعى يا قاعدهى كلى ثابت شده باشد و اين هم به سبب وجود دليل معتبر شرعى